هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
279
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
زين العابدين خان ، به وضع فرنگ بيرون آورده بودند . در حقيقت ، بنده زنده شدم . مراجعت به خدمت جناب صاحبديوان [ كرده ] ، آنچه ديده بودم ، تماما [ را ] عرض نمودم . ميل كردند به رفتن [ به ] « كارپردازخانه » . به اتفاق ، يك روز به « كارپردازخانه » رفتيم . چون صاحبديوان ، تنظيفات « 1 » قرار گذاشته بود ، جلوى « كارپردازخانه » را سنگفرش خوبى كرده بودند . اين سنگفرش ، از نمونه « 2 » آنها بود . وارد شديم . آنچه آنروز ديده بودم ، صد مقابل بيشتر ديديم . نشسته بوديم ، كه ناگاه ميرزا تقى هت ، مترجم روس وارد شد و به جناب صاحبديوان عرض كرد ، از جانب باليوزروس « 3 » ، كه در تربت شيخ جام « 4 » ، ناخوشى بروز كرده [ است ] . نصرت الملك حضور داشتند . جناب صاحبديوان سئوال كردند كه : « [ آيا ] ناخوشى صحت دارد ؟ » عرض كردند كه : « حال ، آدم من وارد شد . پرسيدم ، گفت : صحت ندارد . » جناب صاحبديوان ، معجّلا « 5 » سوارى تعيين كردند ، رفت به تربت شيخ جام . خبر آوردند كه ناخوشى صحت دارد . فى الفور ، قراول و حكيمى كه در تربت شيخ جام بود ، فرستاد كه اطلاع بدهد « قرانتين « 6 » » بگذارند و 600 نفر سوار مأمور فرمودند [ كه ] به هر نقطه [ اى ] كه عبور عابرين بود ، سوار بگذارند كه عبور موقوف شود . آن پيرمرد زندهدل ، آن شب را تا صبح ، خواب نكردند . مشغول « كاغذنويسى » بودند و قرارداد « ناخوشى » .
--> ( 1 ) . در اصل : تنزيفات ( 2 ) . در اصل : نمونه ( 3 ) . قنسول ، كنسول . ( 4 ) . تربت جام مركز شهرستانى به همين نام در استان خراسان رضوى ، در مرز با افغانستان ، كه نام خود را از مقبره شيخ احمد جام گرفته و در آبانماه 1385 ه . ش . 136 ، 19 خانوار و 240 ، 86 نفر جمعيت داشته و تمام اهالى آن سنى مذهب مىباشند . ( 5 ) . به شتاب ، با عجله . ( 6 ) . قرنطين ( quarantaine ) يا قرنطينه . جايى كه در آن مسافرانى كه از سرزمينى وارد مىشوند كه در آنجا بيمارىاى مسرى ( مانند و با و طاعون ) شيوع دارد ، مدت چند روز نگهدارى مىكنند .